آقا رضا آدم شریفی است. درستکار است و اهل کسب حلال. تعمیرکار ماشین است. جنس نامرغوب و تقلبی به گروه خونش نمیخورد. تمیز و دقیق کار میکند. قولی نمیدهد که از عهدهاش برنیاید. اگر بگوید میتوانم ماشینات را تعمیر کنم، میتواند. وسط کار برای کارنابلدی لنگات نمیگذارد. ایراد اضافه هم برای ماشینات نمیتراشد. میتوانی با اعتماد کامل، سوییچ و ماشین را دستاش بدهی و سالم و قبراق تحویلاش بگیری. عجیب هم عاشق کارش است. توی سرما و گرما، حتی در تاریکی شب، با یک لامپ و سیم سیار زیر ماشین میرود؛ سیگاری میگیراند و زیر لب آوازی میخواند و کارش را پی میگیرد. اما با این همه خوبی و کاربلدی، آقا رضا هنوز تعمیرگاهی از خودش ندارد. ماشینها را در محل مشتری یا داخل کوچه، نزدیک خانهاش، تعمیر میکند. و اگر همینطور به کارش ادامه بدهد، هرگز تعمیرگاه و پولی فراتر از قوت روزانه نخواهد داشت. حتما کنجکاو شدهاید و میپرسید چطور چنین چیزی ممکن است؟
آقا رضای شریف و مودب و درستکار و کاربلد ما، آنقدر که میخواهد کارش بیعیب و نقص باشد، تقریبا کار را به انتها نمیرساند. از وسواس زیادی برای تمیزکاری، از آن طرف بام میافتد و آنقدر تاریخ تحویل ماشین را عقب میاندازد که ممکن است وسط کار پشیمان شوی و همان تعمیر نصفه و نیمه را ترجیح بدهی. یکی از مشتریان آقا رضا به طنز و طعنه میگفت: «برای اینکه ماشینات را تمام و کمال از آقا رضا تحویل بگیری، باید عمر نوح داشته باشی و صبر ایوب!»
آقا رضا از وسواس زیادی برای کار دقیق و درست، همۀ کارها را خودش انجام میدهد. همیشۀ خدا هم دو سه تا ماشین زیر دستش دارد. کمی از کار اولی را انجام میدهد و مثلا آن را به ۵۰ درصد میرساند، بعد میرود سراغ دومی به همین شکل، بعد سراغ سومی و... همین چرخه را ادامه میدهد. در این میانه، باز هم ماشینهای جدیدی اضافه شدهاند.
خیلی وقتها هم وسایل و لوازم را خودش میخرد. جنس خوب و درجه یک را با دقت و وسواس انتخاب میکند. و چون شاگرد و همکار هم ندارد، این زمانهای گشتن به دنبال جنس و خرید آنها هم به زمان تعمیر ماشین اضافه میشود.
آقا رضا در گرفتن پول هم خجول است. از اینکه قیمت برای کارش بدهد طفره میرود. و چون اکثرا کار را خیلی دیر تمام میکند، در طول این مدت معمولا برای خرید جنس و لوازم از جیب میگذارد. هرچند مشتریها که همگی آشنا هستند، در طول مدت تعمیر چند باری به اصرار از آقا رضا میخواهند که پولی را قبول کند. در هر حال، آخرش هم معلوم نیست که تعمیر و خدمات انجامشده برای آقا رضا سودی دارد یا نه. هرچند، اگر به خانه و زندگیاش نگاه کنیم، احتمالا به این نتیجه میرسیم که چیز زیادی دستش را نمیگیرد.
آقا رضا آدم شریفی است. تعمیرکارِ کاربلدی است. درستکار و مودب است. اما هرگز نمیتوانی برای زمان تحویل کار تاریخ دقیق از او بگیری؛ و آن قدر هم که برای هر کاری هرچند کوچک وسواس به خرج میدهد، تقریبا هر ماشینی که زیر دستش میرود همیشه یک خرده تعمیر دارد که صاحب ماشین باید در یک وقت دیگر که آقا رضا هم سرش خلوتتر شده باشد، آن را به دست آقا رضا بسپارد. همۀ آدمها هم که عمر نوح و صبر ایوب ندارند، اینطوری است که بعد از چند باری، قیدِ کار تمیز و بینقص آقا رضا را میزنند و ماشینشان را به یک تعمیرکار متوسط میسپارند که حتی ممکن است گرانتر هم بگیرد، اما حداقل میدانند که مثلا سه روز بعد ماشین را تحویل میگیرند و همۀ عیبها و خردهعیبها هم تا آن موقع برطرف شده است.
شما بگویید:
ترجیح میدهید کارتان را با عالیترین کیفیت اما خیلی دیر (و یا حتی در زمان نامعلوم) تحویل بگیرید، یا اینکه یک کیفیت معمولی اما زمان تحویل مشخص را ترجیح میدهید؟ خود شما با مشتریهایتان چگونه رفتار میکنید؟
- ۹۴/۰۹/۲۷