وبلاگ آرتا

وبلاگی با مطالب گوناگون

وبلاگ آرتا

وبلاگی با مطالب گوناگون

این وبلاگ در زمینه های گوناگون مطلب داره لطفا نظرات خودتونو برای هر مطلب بزارید.

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندهای روزانه
  • ۰
  • ۰

بیکاری غرور انسان را خرد میکند. نداشتن شغل نیازمندی می آورد و وقتی نیاز شدید شود، نخست حباب آرزوها و رویاهای انسان را میشکند. در تمام دنیا و در تمام دوران ها ، هر زمان اراده کرده اند کسی را بشکنند و او را وادار به تسلیم و عقب نشینی کنند ، شغلش را از او گرفته اند و یا با انواع تحریم ها کاری کرده اند تا کسب و کار و تجارتش متوقف یا زمین گیر شود. در این مواقع است که گرسنگی، خواری و ذلت دیگر جایی برای دستیابی به موفقیت نمی گذارد و فرد رویای موفق شدن در سر نمی پروراند.


وقتی جوانی را میبینیم که با کسب موفقیتهای پی در پی تحصیلی و کسب مدارج عالی تخصصی همچنان بیکار است و خودش را برای یافتن شغل به در و دیوار میزند، گاهی اوقات از خود می پرسیم که نکند داشتن کسب و کار در این روزگار حتی از موفقیت هم مهمتر باشد؟


حقیقت آن است که موفقیت واقعی در احساس بی نیازی از دیگران ، رفع نیازهای ضروری زندگی و از همه مهمتر رضایت از وضعیت موجود و امید به آینده روشن خلاصه می شود. به این نتیجه میرسیم که استقلال مالی و بی نیازی اقتصادی بهترین نشانه موفقیت در دنیای امروزی است و این مساله نه تنها در مورد اشخاص بلکه در مورد جوامع بزرگ نیز صدق میکند.


نتیجه اینکه گاهی موفقیت در حوزه کسب و کار می تواند همه آنچه را که انسان آرزو دارد، یکجا در اختیار او قرار دهد. باید کسب و کار را جدی گرفت ، نه اینکه تنها به صورت شعاری به آن نگاه کنیم و لازم است این مقوله به صورت عملی و کاربردی برای همه اشخاص و اقشار جامعه اعم از زن و مرد ، با سواد و بی سواد و … قابل اجرا باشد. باید اصول کسب و کار و تجارت را زودتر از هر چیزی به کودکان این مرز و بوم آموخت. وقتی قرار است این کودکان در بزرگسالی با مشکلی آزاردهنده به نام بی کاری دست و پنجه نرم کنند ، چرا نباید آنها را از همان کودکی برای این نبرد سخت و دشوار آماده کنیم ؟


در قرن ۲۱ که دنیا دائما” در حال تغییر است ، کسب و کار ها نیز شکل و شمایل دیگری یافته اند. الگوی داشتن شغلی ثابت و به مدت طولانی، دیگر طرفداران کمی دارد. در قرن جدید مدل تازه ای از کسب و کار رونق گرفته است که در آن مشاغل نوپا و زود بازده با عمری کوتاه ولی پر منفعت حرف اول را میزند. کسب و کارهای نوپا وقتی پا بگیرند، دریای موفقیت نیز موج های بزرگتری بر میدارد و افق های دور تر و جدید تری پیش روی مردمان این عصر و زمان گشوده می شود و آن روز است که موفقیت و کسب و کارهای نوپا ، شانه به شانه یکدیگر قدم بر میدارند.


منبع: مجله موفقیت، احمد حلت

  • ۰
  • ۰

امروز قصد دارم روشی را به شما یاد بدم که وقتی وقت کم آوردید چیکار کنید :

روش پنیر سوئیسی : در این روش سوراخی درکار ایجاد می کنید درست مانند سوراخی که در یک نقطه  پنیر سوئیسی وجود دارد. یعنی 5 تا 10 دقیقه روی پروژه ای کار می کنید و بعد آن را رها می کنید و سراغ پروژه ی  دیگری می روید.این روش را حتما اجرا کنید به خصوص اگر اهل مسامحه کاری هستید هیجان دارد.


اصل پنیر سوئیسی ( swiss cheese  ) در مدیریت زمان : اصل پنیر سوئیسی در مدیریت زمان بدین معناست که حتی اگر وقت کمی دارید آن را صرف کارهای جزئی و کم اهمیت نکنید، بلکه به انجام بخشی ( ولو کوچک ) از کار مهمتان بپردازید . ( پنیر سوئیسی : پنیر زرد رنگی است که داخلش حفره هایی است . )


فرض کنیم نیم ساعت به پایان وقت اداری مانده و دو کار داریم که از نظر اولویت بندی کار اولویت اول مهمتر است ولی بیش از نیم ساعت وقت می طلبد، لذا براساس این اصل کار اولویت دوم را انجام نمی دهیم و همین نیم ساعت را به کار اولویت اول می پردازیم ، که هر از مدتی این کار کردن حالت حفره ای است که در مجموع ، کار به اتمام می رسد.

  • ۰
  • ۰

typeiran

  • ۰
  • ۰

وارن بافت (Warren Buffett) را برترین سرمایه گذار حال حاضر دنیا می دانند. مهارت های عجیب او در انتخاب سهام موفق، این میلیاردر خود ساخته را در صدر بهترین سرمایه گذاران قرار داده. با این حال موفقیت او بیش از هر چیز، ناشی از اعتقادش به مهارت های فردی خود و نیز سر پیچی از دنباله روی از عموم است.


آقای بافت تنها در کمپانی هایی سرمایه گذاری می کند که به نظرش از معیارهای مشخصی برخوردار هستند. وقتی هم که اوضاع طبق میلش پیش نرود یا منابع خارجی قواعد جدیدی برای سرمایه گذاری پیشنهاد کنند، اصلاً فشاری بر دوش خود حس نمی کند.


درس اول: در مراحل ضروری تلاش خود، سر وقت حاضر شوید 


وقتی در میانه یک تلاش مهم هستید، مراحلی هستند که عبور از آنها تعیین کننده است. وارن بافت که اینک 82 ساله است، درباره به دست آوردن یک کمک هزینه تحصیلی در دوران نوجوانی اش می گوید: «من رفتم به آنجا و تنها کسی بودم که [سر وقت] آمده بود. 3 پروفسور [داور] آنجا بودند و مدام می خواستند که بیشتر صبر کنیم [تا بقیه هم بیایند]. من گفتم "نه،نه، قرارمان ساعت 3 بود." بنابراین بدون اینکه هیچ کاری بکنم، کمک هزینه را بُردم.»


درس دوم: کار سخت و صادقانه، درمان همه مشکلات نیست 


 

آقای بافت می گوید: «سوارکارهای خوب روی اسب های خوب کارشان عالی است، ولی روی اسبچه های چوبی نه! اساساً کار سخت و صادفانه همه مشکلات را درمان نخواهد کرد» بلکه مردم و شرایط اقتصادی هم نقش بزرگی در موفقیت کسب و کار ها دارند. (قابل توجه مسئولان فضای کسب و کار)


درس سوم: قراردادهای کاری را طوری انتخاب کنید که انگار دارید دنبال همسر می گردید 


 

نظر آقای بافت در این باره جالب است: «در جستجو برای یک معامله، ما همان روشی را به کار می بندیم که یک فرد در جستجوی همسر ممکن است استفاده کند. یعنی پیوندی برقرار می کنیم تا چیزی فعال، جذاب، و با ذهن باز را به دست بیاوریم، نه اینکه بخواهیم خودمان را در عجله بیندازیم.» (قابل توجه جوانان جویای کار و همسر)


درس چهارم: پیش بینی کنید که آینده چه شکلی خواهد داشت 


 

و اما درباره نگاه به آینده، آقای بافت می گوید: «من [برای سرمایه گذاری] دنبال کسب و کارهایی می گردم که بتوانم پیش بینی کنم 10 یا 15 یا 20 سال بعد، چه شکلی خواهند داشت. این به معنای جستجو برای کسب و کارهایی است که در آینده، عملکردی کما بیش شبیه آنچه امروز دارند داشته باشند، با این استثنا که بزرگتر شده باشند و در سطح جهانی کار کنند.»


«بنابراین روی فقدان تغییر تمرکز می کنم. برای مثال وقتی به اینترنت نگاه می کنم، سعی می کنم و بالاخره هم تشخیص می دهم که چطور فلان صنعت یا کمپانی می تواند توسط اینترنت تغییر کند یا صدمه ببیند، و بعد، از آن سرمایه گذاری اجتناب می کنم.»


درس پنجم: به افراد، به چشم سرمایه نگاه کنید 


 

و حالا اندرز آقای بافت برای دانشجویان رشته مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) را بخوانید: «به هم کلاسی های تان نگاه کنید. یکی را که شخصیتش را دوست دارید برای خرید انتخاب کنید و یکی دیگر را که به نظرتان آدم جالبی نیست برای فروش. بعد این ویژگی ها[ی دخیل در تصمیم گیری] را یادداشت کنید و خواهید دید که هیچ کدام، مادرزادی نیستند بلکه در جریان زندگی به دست می آیند. پس آنها را بنویسید و دنبال کنید.»


درس ششم: تشخیص دهید که از چه کسی خوش تان می آید و از چه کسی بدتان 


 

آقای بافت تقریباً درباره هر چیزی نظر خاص خودش را دارد. همه دارند. او می گوید: «آدم یا أم هایی را که بیش از همه تحسین می کنید انتخاب کرده و بعد بنویسید که به چه خاطر او/آنها را ستایش می کنید. حق ندارید اسم خودتان رو توی این فهرست بیاورید.»


«بعد [از اینکه فهرست را پر کردید] فرد/افرادی را فهرست کنید که صادقانه، دو سنت هم برای شما نمی ارزند و ویژگی هایی را که باعث شده از او/آنها رود گردان شوید را هم یادداشت کنید.»


«کیفیت های فرد/افرادی که تحسین می کنید، با کمی تمرین می توانند مال شما شوند و اگر خوب تمرین کنید، شکل دهنده عادت هایتان هم می شوند.»


درس هفتم: با افرادی کار کنید که برای شان احترام قائل هستید 


 

آقای بافت با چه افرادی کار می کند: «پیش آمده که من معاملاتی را لغو کنم، فقط چون از افرادی که با انجام معامله مجبور به همکاری باهاشان می شدم، خوشم نیامده بود. هیچ دلیلی هم برای تظاهر نداشتم.»


«کار کردن با افرادی که باعث می شوند زخم معده بگیرید، -به جرأت می گویم- شبیه ازدواج کردن با پول و ثروت است. احتمالاً تحت تمام شرایط کار اشتباهی است، حالا اگر ثروتمند هم باشید که دیگر حماقت است.»


درس هشتم: موقع استخدام، به سه ویژگی کلیدی افراد نگاه کنید 


 

زیر دست یکی از ثروتمند ترین افراد دنیا، چه کسانی کار می کنند؟ او مشخصات افراد مناسب برای استخدام را چنین بر می شمرد: «یک بار کسی گفت که در جستجو برای استخدام افراد، دنبال سه کیفیت بگرد: "صداقت، آگاهی و انرژی. و اگر طرف اولی را نداشت، آن دو تای دیگر تو را خواهد کشت."»


درس نهم: صبور باش 


 

نظر آقای بافت در مورد صبر این است: «فرقی نمی کند چقدر تلاش و استعداد وسط گذاشته باشی، بعضی چیزها فقط زمان می خواهند. نمی شود که با باردار کردن 9 زن، 1 ماهه بچه تولید کرد!»


درس دهم: با آدم هایی بچرخ که از خودت بهتر هستند 


 

خود آقای بافت (و البته بیل گیتس) که چنین می کند: «ارتباطاتی به وجود بیاور که در آنها، اخلاق و رفتار افراد از خودت بهتر باشد و آن وقت به طور خودکار، در همان مسیر خواهی افتاد.»


درس یازدهم: از اشتباهات خودت درس بگیر 


«من اشتباهات زیادی می کنم و در آینده هم اشتباهات زیادی خواهم کرد. این هم بخشی از بازی است. فقط باید اطمینان حاصل کنی که کارهای درست بر اشتباهات چیرگی دارند.»


درس دوازدهم: تحقیقات خود را انجام بده 

 

«ریسک ها از اینجا ناشی می شوند که ندانی داری چه می کنی.»


درس سیزدهم: بدان که تغییر عادت ها سخت است 


«زنجیرهای عادات بسیار سبک تر از آن هستند که حس شوند و در عین حال، بسیار سنگین تر از آن که به راحتی پاره شوند. در سن و سال من، نمی شود عادت ها را تغییر داد. من گیر کرده ام. ولی شما 20 سال بعد، عادت هایی را خواهید داشت که امروز تصمیم گرفته اید در زندگی روزانه تان جاری کنید.»

  • ۰
  • ۰

5 سوال مهم که هر روز باید از خودتان بپرسید



سعی کنید این سوالات را در انتهای هر روز از خودتان بپرسید. اینکار به شما کمک می‌کند فردی بهتر و موفق‌تر شوید.




1. بهترین اتفاقی که امروز برایم افتاد چه بود؟

چه اتفاقی باعث شد احساس غرور، شادی، یا قدرشناسی کنید؟ آیا امروز حتی برای لحظه‌ای احساس لذت و موفقیت کردید؟



برای لحظه‌ای دوباره آن احساس را در خودتان زنده کنید. ما لحظات اینچنینی بیشتری در زندگیمان نیاز داریم، به همین خاطر بهتر است که به چیزهای مثبت فکر کنیم. خیلی وقت‌ها اتفاقات خوب را نادیده می‌گیریم. اما نباید اینطور باشد، باید از آنها نهایت لذت را برده و قدردانشان باشیم. این سوال کمک می‌کند، مثبت، شاد و قدرشناس باشیم.




2. چه کاری را می‌توانستم بهتر انجام دهم؟

از تجربیات امروزتان چه درسی می‌توانید بگیرید؟ چه اشتباهی مرتکب شدید که باید در آینده از آن جلوگیری کنید؟ چطور می‌توانستید یک موقعیت گفتگو را بهتر انجام دهید؟ به راه‌هایی فکر کنید که این مسئله را در آینده بهبود بخشید.




3. مهمترین کاری که فردا باید انجام دهم چیست؟

کدام کار است که به تنهایی اهمیت زیادی دارد و تفاوت زیادی در روز من ایجاد خواهد کرد؟ اگر برنامه روزانه دارید، مطمئناً این کار باید در آن نوشته شده باشد--و احتمالاً در راس آن لیست. به این فکر کنید که چطور اول صبح آن کار را به اتمام برسانید. این سوال کمکتان می‌کند روی کارهای مهم روزانه خود متمرکز شوید.




4. چه کار جدیدی را فردا می‌توانم امتحان کنم؟

زندگی سفری اکتشافی است. در هر سنی هم که باشیم، باید هر روز یک کار جدید را امتحان کنیم. فردا چه تجربه جدیدی می‌توانید داشته باشید؟




5. مهمترین فردی که در زندگی من وجود دارد کیست و چه کاری برای او انجام می‌دهم؟

روی کسی که دوست دارید—همسرتان، فرزندتان، والدین یا هر کس دیگر—متمرکز شوید. آیا به آنها گفته‌اید یا نشان داده‌اید که چقدر برایتان اهمیت دارند؟ فردا چه کاری می‌توانید برای کمک کردن، شاد کردن و یا غافلگیر کردن آنها انجام دهید؟ ما خیلی وقت‌ها آنقدر مشغول می‌شویم که عزیزانمان را فراموش می‌کنیم. این سوال باعث می‌شود دوباره به آنها بپردازید.




همین. 5 سوال ساده اما مهم که می‌تواند کمکتان کند زندگیتان را بهتر کنید. سعی کنید هر شب قبل از خواب این سوالات را از خودتان بپرسید.

با هم رشد کنیم...

  • ۰
  • ۰

بنام خدا

امروز قصد دارم براتون یکی از عادتهای بد در افراد ناموفق را بذارم. در ادامه با ما باشید تا با این عادت آشنا بشید.

نادیده گرفتن؛افراد ناموفق همواره سرشونو مثل کبک زیر برف میبرند.آنها از مواجه شدن با مشکلات و حقایقی که ناراحتشان می کند فراری اند.متاءسفانه اغلب،افراد ناموفق نمیتوانند در برابر دغدغه ها و مشکلات زندگی مدرن رویکردی مناسب از خود نشان دهند و همواره از این مشکلات گریزانند.آنها همیشه سعی می کنند مسائل و مشکلات را نادیده گرفته و دلشان را به این خوش می کنند روزی این موضوعات خود به خود حل می شوند.اگر شماهم این عادت را دارید سریع آن را کنار بگذارید و تغیر را حس کنید .اگر خودتان مشکلاتتان را حل نکنید .مشکل دیگری را ایجاد کرده اید.

!!امیدوارم همه ما در مشکلاتمون فرصتهای را بیابیم که دیگر نگویم مشکل دارم بگویم فرصتی پیدا کردم برای موفقیت!!

  • ۰
  • ۰


 پیش از ورود به جاده تغییر ، ترسهای خود را رها کنید .

ترس از شکست و ترس از دست دادن همه چیز پس از موفقیت.

 

هدفتان از پولدار شدن کسب امنیت نباشد چون در آن صورت همه مسیر را با حس ترس و نا امنی طی خواهید کرد .


ممکن است از  گذشته مالی خودتان و یا رویکردهای مالی والدین و اطرافیان خشمگین باشید .

 خشم  انگیزه ای بسیار قوی است اما اگر با خشم به پول برسید درنهایت برای رهایی از خشم و کسب آرامش ، پولهای خود را از دست می دهید . در غیر اینصورت آرامش خود را از دست خواهید داد.

               ****************

یک راه برای ثروتمند شدن ، الگو برداری از طرز فکر ثروتمندان است.


شما چگونه فردی هستید؟


- آیا باورهایتان مانند ثروتمندان است؟ یا افراد متوسط؟ یا حتی افراد ضعیف؟


- آیا عادات و رفتارتان مانند ثروتمندان است؟( قطعا منظور عادات بد نیست بلکه عادات و رفتاریست که مبتنی بر حس ثروتمند بودن است ) مثلا در رستوران غذا را با توجه به قیمت آن انتخاب می کنید یا با توجه به اینکه چه چیزی دوست دارید میل کنید؟


- آیا شخصیت شما مانند یک فرد ثروتمند است؟


- آیا احساس شما نسبت به خودتان مانند یک ثروتمند است؟


این جمله را به خود بگویید :

" من N میلیار تومان پول دارم "

چقدر باور کردنی بود؟


علاوه بر این ها ، جنبه های بیرونی ثروتمندان را هم باید کسب کرد و آموخت:

دانش تجارت و مدیریت مالی,

سرمایه گذاری درست و البته خلاقیت.


            *****************

سالهای سال بسیاری از ما  جملاتی از این دست می شنیدیم  :

پول بد است 

پول ریشه همه بدیهاست

تا کوخی نباشد کاخی هم نیست 

پول علف خرس نیست

تا دزدی نکنی پولدار نمی شوی

از راه درست نمی توان ثروتمند شد

پول حرف اول را می زند

پول ، پول را می آورد

پولدارها پولدارتر و فقرا فقیر تر می شوند

پول ریشه همه بدیهاست 

و.......

آموزه های مذهبی 

برنامه های تلویزیونی

پدر و مادر و جامعه ، در تمام سالهای گذشته سرگرم  تبلیغ  ارزشهای منفی پول و پولدار , بوده اند.


دیده ها را هم به لیست شنیده ها اضافه کنید: 


آیا والدین و اطرافیان ما از پولشان درست استفاده می کردند؟

آیا سرمایه گذاری و خریدهای درستی انجام میدادند؟

آیا اهل ریسک بودند یا به دنبال امنیت و به فکر روز مبادا؟

آیا پول را آسان به دست می آوردند یا به سختی؟

آیا راحت پول خرج می کردند یا با ترس و محدودیت؟

آیا صحبت در باره پول در خانواده و در میان اطرافیان لذت بخش و مثبت بود یا همراه با حسرت و کمبود و حتی همراه با مشاجره ؟


اگر مواردی از این دست را تجربه کرده اید به احتمال زیاد   بدون اینکه خود بدانید یا بخواهید ، این شنیده ها و دیده ها ،  ذهن شما را شرطی کرده اند و همین الگوها به شکلهای گوناگون در زندگی شما تکرار می شوند .


البته تجربیات شخصی را نباید از قلم انداخت :

دختری که همیشه پول تو جیبی خود را از پدرش میگیرد ، می آموزد که پول در اختیار مردان است و نه زنها.


ممکن است ناخودآگاه این شخص ،  اجازه تلاش برای استقلال مالی را به او ندهد.

و یا کسی که دعواهای  شدید پدر و مادر بر سر پول را مشاهده کرده و یا شخصی که تجربه سرزنش های والدین در مورد پول را داشته حتی اگر چیزی به یاد نیاورد باز هم تحت تاثیر این تجربیات خواهد بود.

  • ۰
  • ۱

ثروتمند شدن وابسته به سه چیز است: تلاش، فکر و سرمایه. هریک از این ابزارها برای سرمایه دار شدن نقش اساسی دارد. طبیعی است اگر پول کافی دراختیار داشته باشیم درواقع ثروتمندیم که می خواهیم ثروت مان بیشترشود اما اگر پول کافی دراختیار نداشته باشیم چگونه ثروتمند شویم؟


با درآمد کم چگونه ثروتمند شویم؟



چگونه پولدارشویم


یک بودجه ماهانه که تمامی هزینه های اولیه شما را پوشش دهد، مقرر کرده و مقدار کمی را هم برای تفریح و سرگرمی کنار بگذارید.


 شکی نیست که همه می خواهند پولدار شوند؛  ما هم در این مطلب قصد داریم چند نکته را برای ثروتمند شدن به شما گوشزد کنیم.


1 - ثروتمند شدن از طریق یک حرفه


دانش آکادمیک فرا بگیرید


مهم نیست که دانش شما در رشته مورد نظر با تحصیل در مقطع دوره فوق لیسانس دانشگاه صنعتی شریف حاصل شده باشد یا اینکه از طریق ثبت نام در یک دوره آموزشی بدان دست یافته باشید بلکه باید دانش فیلد مطلوب کاری خود را در حد قابل قبولی داشته باشید. حتی مواردی که رویکرد کاملا تئوریک دارند، در بعضی مواقع در پروژه های واقعی به کمک شما آمده و باعث تمایز شما از سایر همکاران تان می شود. در ضمن، هنگام استخدام نیز رزومه علمی شما تاثیر بهتری از سوابق نامعلوم و حتی غیرمعتبر کاری در نزد کار فرما خواهد داشت.


حرفه آینده تان را درست انتخاب کنید


اگر اولویت اول شما کسب ثروت و زندگی راحت در آینده است، خیلی دنباله رو علاقه خود به رشته خاصی نباشید. به نتایج تحقیقاتی که در مورد متوسط درآمد مشاغل مختلف انجام شده، نگاه کنید تا ببینید در کدام رشته ها که به علایق شما نزدیک ترند، احتمال ثروتمند شدن بیشتر است. به طور مثال احتمال ثروتمند شدن شما در نقش یک مهندس مالی بیشتر از یک استاد دانشگاه خواهد بود.


مکان درستی را برای فعالیت شغلی انتخاب کنید


به جایی بروید که شغل های بهتر و بیشتری وجود دارد. مثلا به عنوان کارشناس مسائل مالی و بورس، زمینه کاری بهتر و امکان رشد بیشتری در تهران برای شما وجود خواهد داشت تا در یک شهرستان کوچک.


ابتدا شغلی برای کسب تجربه پیدا کنید


تا می توانید برای جاهای مختلف درخواست کار بفرستید و مصاحبه بروید. هنگامی که کار مورد نظر را یافتید آن را نگه دارید و سعی کنید تجارب لازم برای موفقیت های آینده را کسب کنید. تا پیدا شدن یک کار مناسب نیز می توانید در یک شرکت معتبر کارآموزی کنید و تجربه کسب کنید.


شغل و کارفرمایتان را تغییر دهید


با این کار می توانید دستمزد خود را افزایش داده، تجارب کاری و غیرکاری مختلف به دست آورده و ریسک بیکاری آینده به دلیل تک بعدی بودن را کاهش دهید. از اینکه این کار را بارها انجام دهید واهمه نداشته باشید. اگر شما کارمند با ارزشی باشید، حتی ممکن است کارفرمای فعلی تان برای نگه داشتن شما، افزایش حقوق و سایر مزایا را در نظر بگیرد. ممکن است وابستگی به شرایط فعلی، ترس از محیط و کار جدید یا وفاداری شغلی، شما را در این اقدام سست کند، اما به یاد داشته باشید برای پیشرفت باید مدام در حرکت باشید، بنابراین برای یافتن موقعیت های تازه گوش به زنگ باشید.


تجارت شخصی راه اندازی کنید


بیشتر افراد موفق یک درآمد جانبی به جز حقوق ثابت ماهانه دارند که گاهی از این کارهای جانبی درآمد بیشتری عایدشان می شود. این کار تمرکز و وقت زیادی می طلبد و استرس زیادی به شما وارد می کند، اما بعد از چند وقت که به سوددهی رسید، شما می توانید نتیجه آن را ببینید. علاوه بر درآمد بیشتر، شما این مزیت را خواهید داشت که رئیس خود باشید و زمان های کاری خودتان را تنظیم کنید. پیشنهاد می کنیم پس از کسب تجربه در یک زمینه خاص و به دست آوردن دانش جنبه های مختلف آن، تجارت خود را شروع کنید.


2 - ثروتمند شدن از طریق سرمایه گذاری


سرمایه گذاری کردن در تحصیل


حتی اگر موفق نشدید از طریق کنکور وارد دانشگاه شوید، با هزینه شخصی به دانشگاه بروید. مطمئن باشید با انتخاب رشته صحیح بعدها چند برابر هزینه سرمایه گذاری شده برای تحصیل خود را به دست خواهید آورد. برای مثال اگر شخصی که به تجارت علاقه مند است، مدرک MBA بگیرد، هزینه تحصیل خود را بعدها در کمتر از یک سال به دست خواهد آورد.


در بازار های مالی سرمایه گذاری کنید


بازارهای مالی محل مناسبی برای چند برابر کردن پول شما هستند. اگر خود را به دانش لازم مجهز کنید و فرد فرصت​شناسی باشید قادر خواهید بود چند برابر درآمد سالانه خود را از این طریق به دست آورید. خرید سهام شرکت های معتبر و اوراق قرضه راهی مطمئن برای ایجاد درآمد فرعی است. برای افراد ریسک پذیرتر، سرمایه گذاری در بازار بورس، سود بیشتری به دنبال خواهد داشت. در کنار اینها نباید از سرمایه گذاری روی طلا و ارز غافل شد. این بازارها در شرایط بحران های اقتصادی داخلی یا جهانی، به طرز شگفت آوری سودآوری دارند.


در مستغـــلات سرمــایه گـــذاری کنید


خریداملاک استیجاری یا زمین در مکان های رو به رشد، سرمایه گذاری است که شما همواره برنده آن خواهید بود. با توجه به افزایش جمعیت و در نتیجه بالا رفتن تقاضا برای مسکن و همچنین املاک تجاری، می توانید انتظار یک سود تضمین شده را داشته باشید. اگر فرد ریسک پذیری نیستید می توانید با خرید یک واحد استیجاری، نه تنها از افزایش سرمایه خود مطمئن شوید، بلکه از اجاره ماهانه آن استفاده کنید. اگر هم وقت و انرژی کافی دارید و به دنبال سود بالا هستید، پیشنهاد می شود به صورت فردی یا مشارکتی اقدام به ساخت وساز کنید.


وقت خود را سرمایه بدانید


به جای اینکه چند ساعت در روز را به بطالت صرف کنید، سعی کنید برای کل روزتان برنامه ریزی داشته باشید. از هر زمانی برای یادگیری مطالبی مانند ساز و کارهای اقتصادی، عملکرد شرکت های بورس، مدل های ریاضی ساده و پیشرفته تحلیل مالی و ... استفاده کنید.


از خریدهایی که ارزش آنها در آینده پایین خواهد آمد، اجتناب کنید


به طور مثال خرید یک ماشین گران قیمت، اقدام جالبی از لحاظ اقتصادی به شمار نمی آید، زیرا صرف نظر از میزان کاری که از آن می کشید، بعد از ۵ سال، ارزش آن به میزان زیادی افول خواهد کرد.


ثروتمند بمانید


ثروتمند شدن سخت است، اما ثروتمند ماندن حتی از آن هم سخت تر است. دارایی شما همواره از بازار تاثیر می پذیرد و بازار هم که پستی و بلندی های خود را دارد. اگر شما در زمانی که بازار در شرایط خوبی به سر می برد، بی خیال باشید و استفاده حداکثر را نبرید، در زمان رکود محکوم به شکست و بازگشت به پله نخست خواهید بود. اگر ارتقایی در حقوق خود داشتید یا سهامتان سوددهی خوبی داشت، این مبلغ اضافه را پس انداز یا سرمایه گذاری کنید، زیرا قریب به یقین با روزهای سخت مواجه خواهید شد.


3 - ثروتمند شدن از طریق پس انداز روزانه


چند حساب پس انداز باز کنید


بهتر است هر فردی بیش از یک حساب پس انداز داشته باشد تا با ریختن مقداری از درآمد ماهانه در حساب های دیگر از خرج های اضافی جلوگیری کند. به طور مثال، بهتر است هر زمان که حقوق خود را دریافت کردید و همان ابتدا درصدی از پولتان را در حساب مخصوصی بریزید و کارت آن را همیشه در منزل نگه دارید. یک حساب مخصوص خرج منزل و یک حساب هم برای تفریحات ماهانه داشته باشید.


بودجه بندی کنید


یک بودجه ماهانه که تمامی هزینه های اولیه شما را پوشش دهد، مقرر کرده و مقدار کمی را هم برای تفریح و سرگرمی کنار بگذارید. هیچگاه از این مقدار در خرج کردن فراتر نروید.


به ماشین و منزل سطح پایین رضایت دهید اما قانع نباشید


معمولا انتظاری را که از یک منزل ویلایی دارید، یک آپارتمان هم برآورده می سازد. آپارتمان مسکونی را می توان با یک نفر دیگر شریک شد و به یک ماشین دست دوم رضایت داد. در یک کلام تجمل گرا نباشید. با این کار ماهانه مقدار زیادی پول پس انداز خواهید کرد تا اینکه روزی برسد که بتوانید بهترین منزل و ماشین را بخرید بدون اینکه چیزی از درآمدزایی شما کم شود.


نکته خیلی مهم در ثروتمند شدن تلاش و پشتکار خودشماست. خوب بیاد داشته باشید که هرگزنابرده رنج گنج میسر نمی شود.

  • ۰
  • ۰

آقا رضا آدم شریفی است. درستکار است و اهل کسب حلال. تعمیرکار ماشین است. جنس نامرغوب و تقلبی به گروه خونش نمی‌خورد. تمیز و دقیق کار می‌کند. قولی نمی‌دهد که از عهده‌اش برنیاید. اگر بگوید می‌توانم ماشین‌ات را تعمیر کنم، می‌تواند. وسط کار برای کارنابلدی لنگ‌ات نمی‌گذارد. ایراد اضافه هم برای ماشین‌ات نمی‌تراشد. می‌توانی با اعتماد کامل، سوییچ و ماشین را دست‌اش بدهی و سالم و قبراق تحویل‌اش بگیری. عجیب هم عاشق کارش است. توی سرما و گرما، حتی در تاریکی شب، با یک لامپ و سیم سیار زیر ماشین می‌رود؛ سیگاری می‌گیراند و زیر لب آوازی می‌خواند و کارش را پی‌ می‌گیرد. اما با این همه خوبی و کاربلدی، آقا رضا هنوز تعمیرگاهی از خودش ندارد. ماشین‌ها را در محل مشتری یا داخل کوچه، نزدیک خانه‌اش، تعمیر می‌کند. و اگر همین‌طور به کارش ادامه بدهد، هرگز تعمیرگاه و پولی فراتر از قوت روزانه نخواهد داشت. حتما کنجکاو شده‌اید و می‌پرسید چطور چنین چیزی ممکن است؟


آقا رضای شریف و مودب و درستکار و کاربلد ما، آن‌قدر که می‌خواهد کارش بی‌عیب و نقص باشد، تقریبا کار را به انتها نمی‌رساند. از وسواس زیادی برای تمیزکاری، از آن طرف بام می‌افتد و آن‌قدر تاریخ تحویل ماشین را عقب می‌اندازد که ممکن است وسط کار پشیمان شوی و همان تعمیر نصفه و نیمه را ترجیح بدهی. یکی از مشتریان آقا رضا به طنز و طعنه می‌گفت: «برای این‌که ماشین‌ات را تمام و کمال از آقا رضا تحویل بگیری، باید عمر نوح داشته باشی و صبر ایوب!»


آقا رضا از وسواس زیادی برای کار دقیق و درست، همۀ کارها را خودش انجام می‌دهد. همیشۀ خدا هم دو سه تا ماشین زیر دستش دارد. کمی از کار اولی را انجام می‌دهد و مثلا آن را به ۵۰ درصد می‌رساند، بعد می‌رود سراغ دومی به همین شکل، بعد سراغ سومی و... همین چرخه را ادامه می‌دهد. در این میانه، باز هم ماشین‌های جدیدی اضافه شده‌اند.


خیلی وقت‌ها هم وسایل و لوازم را خودش می‌خرد. جنس خوب و درجه یک را با دقت و وسواس انتخاب می‌کند. و چون شاگرد و همکار هم ندارد، این زمان‌های گشتن به دنبال جنس و خرید آنها هم به زمان تعمیر ماشین اضافه می‌شود.


آقا رضا در گرفتن پول هم خجول است. از این‌که قیمت برای کارش بدهد طفره می‌رود. و چون اکثرا کار را خیلی دیر تمام می‌کند، در طول این مدت معمولا برای خرید جنس و لوازم از جیب می‌گذارد. هرچند مشتری‌ها که همگی آشنا هستند، در طول مدت تعمیر چند باری به‌ اصرار از آقا رضا می‌خواهند که پولی را قبول کند. در هر حال، آخرش هم معلوم نیست که تعمیر و خدمات انجام‌شده برای آقا رضا سودی دارد یا نه. هرچند، اگر به خانه و زندگی‌اش نگاه کنیم، احتمالا به این نتیجه می‌رسیم که چیز زیادی دستش را نمی‌گیرد.


آقا رضا آدم شریفی است. تعمیرکارِ کاربلدی است. درستکار و مودب است. اما هرگز نمی‌توانی برای زمان تحویل کار تاریخ دقیق از او بگیری؛ و آن‌ قدر هم که برای هر کاری هرچند کوچک وسواس به خرج می‌دهد، تقریبا هر ماشینی که زیر دستش می‌رود همیشه یک خرده‌ تعمیر دارد که صاحب ماشین باید در یک وقت دیگر که آقا رضا هم سرش خلوت‌تر شده باشد، آن را به دست آقا رضا بسپارد. همۀ آدم‌ها هم که عمر نوح و صبر ایوب ندارند، این‌طوری است که بعد از چند باری، قیدِ کار تمیز و بی‌نقص آقا رضا را می‌زنند و ماشین‌شان را به یک تعمیرکار متوسط می‌سپارند که حتی ممکن است گران‌تر هم بگیرد، اما حداقل می‌دانند که مثلا سه روز بعد ماشین را تحویل می‌گیرند و همۀ عیب‌ها و خرده‌عیب‌ها هم تا آن موقع برطرف شده است.



شما بگویید:


ترجیح می‌دهید کارتان را با عالی‌ترین کیفیت اما خیلی دیر (و یا حتی در زمان نامعلوم) تحویل بگیرید، یا این‌که یک کیفیت معمولی اما زمان تحویل مشخص را ترجیح می‌دهید؟ خود شما با مشتری‌هایتان چگونه رفتار می‌کنید؟